مرتضى مطهرى

48

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

انفعالات روى سلسله اعصاب است و صرفاً دليل و آيه و نشانه‌اى است از وجود واقعيّتى كه سبب اين تأثيرات شده است . از اين رو براى ذهن غير فلسفى وجود آقاى جونز يك وجود محسوس و مشهود و مورد اطّلاع مستقيم است و براى ذهن فلسفى يك وجود نامحسوس و نامشهود و مورد اطّلاع غير مستقيم ، يعنى يك وجود استنباطى و استدلالى و معقولى است . امّا اينكه آقاى راسل از همهء اينها مىخواهد شكّ فلسفى در وجود آقاى جونز و وجود هر امر ديگر از اين قبيل ، و به طريق اولى وجود واقعيّاتى كه در زمانهاى گذشته بوده‌اند ( نظير بو على در مثال سابق ) نتيجه بگيرد ، ناشى از سيستم غلط فلسفى اوست . شناخت سطحى و شناخت منطقى تعميمى و تجربى انسان در مرحلهء اوّل مانند هر جاندار ديگر جهان را احساس مىكند و آنچه احساس كرده به حافظه مىسپارد ، ولى انسان داراى قدرت تفكّر و تعقّل است و همين جهت او را از جانداران ديگر ممتاز ساخته است و با اين نيرو به تعقّل اشياء كه نوعى ديگر از شناخت است مىپردازد . در اين مرحله از شناخت ، انسان از يك عدّه صور مشابه ، يك مفهوم عام و كلّى مىسازد ، كلّيات را دسته‌بندى مىكند و هر گروه را در مقوله‌اى خاص جاى مىدهد : كمّيت ، كيفيّت ، اضافه ، جوهر و غيره ؛ در اثر يك سلسله تجارب به خواصّ و آثار اشياء پى مىبرد و آنچه را در مورد برخى افراد كلّى به حكم تجربه يافته است به ساير افراد تعميم مىدهد و قانون كلّى و عام كشف مىكند . مسألهء تعميم موارد آزموده شده به موارد آزموده نشده ، از مشكلات فن است . طرفداران ماترياليسم ديالكتيك طبق معمول از كنار معركه رد مىشوند و زحمت درگيرى در اين مسائل را به خود نمىدهند ؛ با يك چند جملهء ساده خود را راحت مىكنند و مىگويند : « پديده‌هاى بىشمار دنياى خارجى عينى به وسيلهء اعضاى حواسّ پنج‌گانه در مغز انعكاس مىيابد كه در آغاز فقط شناخت حسّى به دست مىدهند . با تجمّع داده‌هاى كافى ادراك حسّى ، « جهشى » پديد مىگردد و شناخت حسّى به شناخت تعقّلى ، يعنى به ايده ، بدل مىشود » ( 1 ) .

--> ( 1 ) . مائو : چهار رساله ، رسالهء « ايده‌هاى صحيح انسان از كجا سرچشمه مىگيرند ؟ » ص 136 .